سفارش تبلیغ
صبا
به کبودی یاس سوگند...

سلام سید جان خوبی؟میدونم حالت خوبه...

امیدوارم یعنی با این اوضاع...

سید جان.اگه یادت باشه برات تعریف کردم که

فرمی که پر کردم برای رضای خدا نبود برای دنیای خودم بود.بعدش پشیمون شدم...ولی کار از کار گذشته بود دیگه...

یهویی شد که انگاری قرار بود حذف شم.اما دوباره...

نمیدونم.شاید انتخابم کنن.شاید نکنن...

ولی سید اگه قراره مفید باشم انتخاب شم.اگه از پس این وظیفه میتونم بر بیام انتخاب شم.اگرنه انتخاب نشم بهتره.

اگه هدفم غیر کار برای خدا باشه انتخاب نشم.

اگه تو دلم چیزی غیر از خدا باشه انتخاب نشم.

و اگر دین گردنم نمیمونه انتخاب شم.

سید جان.

از بعد امتحاناتم انشاءالله باید شروع کنم.

اول همه دو رکعت نماز که کارم برای خدا خالص باشه 

دوم .مطالعه سخنان رهبری 

سوم پیدا کردن اولویت ها

چهارم روش های خلاقانه 

پنجم اجرای با برنامه ریزی و هدفمند

سید جان...

الان تازه برگشتم خونه.مشغول خوندن بودم ...

الان خیلی خستم...خیلی...خسته و پر استرس

خدا کمک کنه تموم شه این یه ماه

سید جان التماس دعا...

کمکم کن...

یا علی ....

 

سید...

چی میشه تو رو ببینم...نبینمت...حست کنم حداقل...

یه نشونی بده با معرفت بی نشون....

یه نشونی بده... 

 


نوشته شده در دوشنبه 97/2/31ساعت 10:25 عصر توسط به کبودی یاس نظرات ( ) |

سید جان سلام.داری کمکم میکنی سید؟حواست بهم هست؟ دستمو محکم محکم بگیر سید طاها....اونقدر محکم که اگه بخوامم نتونم جدا شم از شما.اونقدر محکم که اگه پرت شدم تو دره گناه دستمو از دسستتون بیرون نیارم.من شاید ول کنم دست تو رو...ولی تو هیچ وقت دستمو ول نکن....

 

سید جان....داداشم....من سعیمو میکنم.ان شاءالله

شما هم به امید خدا کمکم کن.

خیلی اوضاع در هم برهمه....خیلی سید...

اوضاع همه جا...همه چیز....از جهان و کشور و استان و شهر و روستا و جامعه و خانواده ها و ....

خرابه سید خرابه....

سید جان...ولی هنوز هستن اونایی که دلمون بهشون گرمه...

تو هستی...حسین هست...مرتضی هست...محمد ها....حسین صحرایی ...

همشون هستن...من دلم به شما گرمه...

شما پشتمید....

سید جان...

یه جمله خوندم...

نوشته بود...

امان از لحظه گناهی که  تو  حواست به منه...

دلمو سوزوند...یه جوری شدم....

امان...

امان...

سید همیشه میگم...

اون موقعی که خون شما ریخت روی زمین...

اون اولین قطره...

که شما پاک شدید از تمام گناهان و مظاهر دنیوی...

من سرم گرم کدوم گناه بوده؟

من سرم گرم کدوم بد بختیم بوده...غرق کدوم یک از این گناهای لعنتی بودم....

سید جان

نمیدونم چی قراره پیش ییاد...ولی خودمو و همه رو میسپارم دست خدا...

دعام کن سید طاها...

یا علی


نوشته شده در جمعه 97/2/28ساعت 12:0 صبح توسط به کبودی یاس نظرات ( ) |

سلام سید جان...

زیاد  نمیتونم بنویسم چون چشمام داره میسوزه...

امروز اول خوب اما بعدش....

فردا صبح نماز بیدارم کن و کمکم کن تنبلی نکنم.برسم به کارام انشاءالله

دعام کن سید طاها

چندتا مطلب خوب امروز یاد گرفتم.

مقاله های معتبر علمی رو داشتم میخوندم...

واقعا دیدم حرفاشون دقیقا حرف اسلامه.جالب بود برام.

مومن ناله نمیکنه....یادم میمونه سید جان.

فردا صبح یادت نره....


نوشته شده در چهارشنبه 97/2/26ساعت 10:35 عصر توسط به کبودی یاس نظرات ( ) |

بسم الله

محمد جواد جان

گرچه نشد بیام..

ولی تولدت بینهایت مبارک...

 


نوشته شده در پنج شنبه 97/2/20ساعت 11:58 عصر توسط به کبودی یاس نظرات ( ) |

سید جان

سلام.

میدونم که حالت خوبه خوبه 

خداروشکر...

نمیدونم برات مهمم یا نه...

یعنی میدونم مهمم...ولی قلبم بازی در میاره...

ک بپرسم و بخام بدونم ک مهمم یا نه...

اگه نیم نگاهی بهم کرده باشی...

پس ازم ناراحتی الان.

چون به اولین شرط مهم عمل نمیکنم درست و حسابی...

نماز!

سید...

قول قول دیگه نمیارم که....

انگار دارن جونمو میگیرن....

سید جان...

امتحاناتم شروع شد...

کمکم کن...

تا با توکل به خدا شرمنده نباشم...

نه شرمنده شما.نه شرمنده حضرت مادر سلام الله علیها...

و نه شرمنده اقام صاحب الزمان...

سید جان.

.میدونم بدم...میدونم گناه میکنم...میدونم گاهی خیلی کج میرم....دارم کج میرم سید...چراشو نمیدونم...

فرم بسیج پر کردم و نوشتم...ولی نه برای رضای خدا...برای دنیام...

جوری نوشتم ک من انتخاب شم و ...

شرمنده شدم بعدش ولی دریغ که....

کار از کار گذشته بود...

سید جان...این یک ماه خیلی مهمه...

خدا کنه دووم بیارم و به بهترین نحو تموم شه....

خداکنه فقط درس نباشه...

بتونم بسازم یکم خودمو..یکم بهتر شم...

داریم میرسیم به شبای قدر...که یک سال تموم درش رقم میخوره...

خدا رحم کنه ....فقط خدا به این بنده کله شق سر به هوای گناهکارش رحم کنه....

فقط خدا ببخشتم...شرمندم...خیلی کم کاری میکنم...خیلی زیاد..

سید جان...

تابستون قصد دارم تا میشه درس بخونم.

کتاب بخونم.

فیلم ببینم.

تحقیق کنم.

خلاصه خودمو بکشم بالا...

تا جایی که توان دارم...

سید دیگه خیلی وقت نیست...

خدا رحم کنه سید...

خدا رحم کنه....

سید جان...دلم پرستاری میخاد....

بهترین کاره برای هدفم..

سید جان...دوست دارم داداش

هوامو داشته باش تو رو خدا عزیز مادر س

نمازام....

اخلاق...

نگااه


نوشته شده در چهارشنبه 97/2/19ساعت 7:7 عصر توسط به کبودی یاس نظرات ( ) |

   1   2   3      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت